Today before you complain about life
Think of someone who went too early to heaven
امروز قبل از اینکه از زندگی شکوه کنی به کسی فکر کن که خیلی زود از دنیا رفته

Before you complain about your husband or wife
Think of someone who's crying out to God for a companion
قبل از اینکه از همسرت گله کنی به کسی فکر کن که با گریه از خدا یک همراه و همدم میخواهد .

Before you complain about the taste of your food
Think of someone who has nothing to eat
قبل از اینکه از طعم یک غذا شکایت کنی به کسی فکر کن که هیچ چیزی برای خوردن ندارد

 

خسته وخمودم امروز

ودلم می خواد یه جا بی حرکت بشینم وفقط اجازه بدم صداها از من عبور کنند.

با اینکه ا ماه بیشتر نیست که از سفر بر گشتم بازم دلم می خواد چشمم رو ببندم وخودمو به دست موج اب دریا بسپرم ومن ارمیده بر بستر آرام دریا چشم بدوزم به ابی آسمون ومرغهای دریایی که از بالای سرم پرواز میکنند.

من دلم می خواهد بروم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

وبگویم با او

که دلم بس تنگ است.

ودر این دل تنگی در پی معجزه ام

که بگیرد از من این من بی خود را

وبگوید با من

میشود از نو ساخت

یک جهان بهتر

که در آن جنگ نباشد

که در آن حتی فقر

حتی یک  کودک گشنه نباشد.وهمه دخترکان کوچک موسم مدرسشان بی کیف

بی کفش نمانند.اخ ای خدایی که اینقدر نزدیکی

 عدالت آنهمه دور

دلها اینهمه کور

 پ ن :امروز یکمی مالیخولیایی ام

هیچ

هیچ حرف خاصی از خواب آسمان با من نیست فقط دارم به های هوی باد

به بیابان بی سوال یا به آسمان بلند می گویم.

من هم آشیانه ام من هم این خار مانده از پاییز را دوست دارم.

 

 

برای زخم کهنه یک دوست

عکس های روز دنیا mehr27.royablog.com   √ 

در را که باز میکنم
دو فنجان کنار هم نشانده ای
و عطر چای مرا میبرد
به دست های تو
به ساعت چهار
به آن فکر کوچک
که برخیزی و
دلتنگی ات را در قوری گل سرخ دم کنی
در را باز میکنم
عطرها مرده اند
بر میز ، کاغذیست که بر آن نوشته ای:
"چگونه با تو از چمدان سخن بگویم ؟" (گروس عبدالملکیان)